نظر و آراء علماء وائمه اهل سنت وجماعت در مورد تصوف وصوفیه
نظر و آراء علماء وائمه اهل سنت وجماعت در مورد تصوف وصوفیه
1-امام شافعی ( رض)
امام شافعی ( رحمه الله ) فرمود: با صوفیه مصاحبت و دوستی کردم واز آنها سه کلمه استفاده کردم.
1- اینکه گفتند وقت شمشیر تیز و برانی است که اگر وقت را نبری وقت تو را میبرد به این معنا که اگر از وقت وعمرت استفاده درست نکنی وقت از دستت خارج شده و زندگیت بی معنی وبدون استفاده خواهد بود.
2- واینکه گفتند: نفست را اگر در راه عبادت وبندگی حق مشغول نکنی نفست تو را به گناه وبی امری خدا مشغول میکند.
3- واینکه گفتند:عدم ونیستی خود عصمت وپاکی است به این معنا که عدم قدرت بر انجام دادن گناه خود عصمت و دوری است از گناه وعصیان. (1)
و همچنین فرمودند: در دنیا سه چیز را دوست دارم : ترک تکلف وتعارف متعارف بین مردم.معاشرت ودوستی با مردم با نرمی و عطوفت. و اقتداء و تأسی به راه و روش اهل تصوف. (2)
1- کتاب ( تأیید الحقیقه العلیه) للامام جلال الدین سیوطی ص – 15
2- کتاب ( کشف الخفاء و مزیل الالباس ) امام عجلونی ج – 1 ص- 341
2- امام ابو حنیفه ( رحمه الله تعالی)
عالم وفقیه حنفی حصفکی صاحب کتاب ( الدر) گفت که ابو علی دقاق ( رحمه الله) فرمود که من تصوف وطریقت را از ابی القاسم نصر آبادی فرا گرفتم و ابو القاسم هم از معروف کرخی و او هم از داود الطائی و او هم علم وطریقت را از امام ابوحنیفه فرا گرفته وتمامی این علماء وائمه بر فضل و عظمت علم وتقوای امام اعظم ابوحنیفه اقرار کرده اند .(1)
1- کتاب ( در المختار ) ج 1 ص 43 همراه با حاشیه ابن عابدین.
3- امام مالک ( رحمه الله تعالی)
امام مالک فرمودند: هرکس فقه وعلوم را فرا گیرد اما در مسیر تزکیه و تصوف نباشد عاقبت کارش فسق و فجور است. و هرکس را تصوف
وتزکیه را پیش گیرد اما از فقه وعلم شرعی بدور باشد عاقبت کارش بی دینی و اباحه گری است . و هر کس این دو امر ( علم و تصوف) را در خود جمع کند بحقیقت میرسد و اهل نجات است. ( 1 )
( 1 ) حاشیه علامه عدوی بر شرح امام زرقانی فقه مالکی ج 3 ص 95 و شرح عین العلم وزین الحلم امام ملا علی قاری ج 1 ص 33
4- امام احمد ابن حنبل( رحمه الله تعالی)
امام احمد ابن حنبل ( رحمه الله) قبل از مصاحبت و دوستی با اهل تصوف به فرزند خود عبد الله ( رحمه الله ) چنین فرمود: ای پسر بر تو لازم است خواندن حدیث و دوری از مجالست و همصحبتی با این قوم وطائفه که خود را صوفیه مینامند زیرا اینان نسبت به احکام دین خود جاهل ونادان هستند .اما هنگامیکه با عارف خداشناس شیخ ابی حمزه بغدادی ( رحمه الله ) دوستی ومصاحبت پیدا کرد واز اساس وعقیده صحیح اهل تصوف آگاه شد به فرزندش عبد الله ( رحمه الله ) فرمود: ای فرزند با این قوم دوستی ومصاحبت داشته باش زیرا اینها با کثرت علم ومراقبت احوال و خشیت از خداوند و زهد وتقوا و بزرگی همت از ما سبقت گرفته اند .( 1 )
امام احمد ( رحمه الله ) هرگاه در مسئله ای متردد ومتوقف میشد با وجود آن بزرگی وعظمت علمی روبه ابی حمزه بغدادی میکرد ومیفرمود رأی ونظر تو در این مسئله چیست ای صوفی و هنگامیکه ابی حمزه بغدادی نظرش را بیان میکرد امام احمد قبول میکردند و به ایشان اعتماد داشتند.
علامه بزرگ شیخ محمد سفارینی حنبلی ( رحمه الله ) از ابراهیم ابن عبد الله علانی نقل میکند که امام احمد ( رحمه الله ) در مورد صوفیه فرمودند: هیچ قوم وطائفه ای را سراغ ندارم که شریفتر و افضلتر باشد از این قوم ( صوفیه) عرض کردند که ای امام این قوم گاهگاهی فریاد میکشند و به حالت سماع واهتزاز و وجد می افتند نظر شما چیست ؟ فرمودند: اینها را بگذارید که با خدای خویش ساعتی شاد وخوشحال باشند. ( 2 )
1- کتاب ( تنویر القلوب ) ص 405 شیخ محمد امین کردی.
2- کتاب ( غذاء الالباب ) شرح منظومه ج 1 ص 120
5- شیخ الاسلام احمد ابن تیمیه ( رحمه الله تعالی)
شیخ الاسلام ابن تیمیه ( رحمه الله ) بعد از بحث مفصل در مورد صوفیه بیان میکند که مذهب صوفیه همان تمسک بکتاب و سنت است که در کتاب مجموع فتاوی جزء دهم اشاره کرده که سالکین حقیقی کسانیکه در راه وروش تصوف وتزکیه مستقیم وراه وطریق صواب وحقیقت را جسته اند مانند جمهور مشایخ متقدمین سلف همچون فضیل عیاض . ابراهیم ابن ادهم . ابی سلیمان دارانی . معروف کرخی . سری سقطی . و جنید ابن محمد و غیر این مشایخ از متأ خرین همچون شیخ عبد القادر جیلانی . شیخ حماد . وشیخ ابی البیان و غیر اینها از متأخرین که از امر شریعت خارج نشده اند و کلام وبیان آینها چنین بوده که سالک اگر بوسیله خارق العادات در هوا پرواز کند یا بر روی آب راه برود اجازه ندارد که از امر ونهی شرع که همان کتاب وسنت پیامبر ( ص) خارج شود بلکه بر او لازم است که اوامر شرعی را بجا آورد واز نواهی ومحظورات خود را دور کند وبر این حال استقامت کند تا رسیدن بیقین که همان مرگ است . واین همان کلام حق وصحیح است که کتاب وسنت واجماع سلف بر این دلالت دارد از این قبیل کلام در میان مشایخ سلف بسیار بوده. ( 1 )
ودر جای دیگر به این کلام اشاره دارد که صوفیه صادقترین وکاملترین انسانهای زمان خود بوده اند . ( 2 )
1- کتاب ( مجموع فتاوی ) احمد ابن تیمیه ج 1 ص 516 و 517
2- کتاب ( فتاوی ) 11 / 17
6- امام تاج الدین السبکی ( رحمه الله تعالی)
امام تاج الدین سبکی ( رحمه الله ) در کتابش ( معید النعم ومبید النقم ) تحت عنوان صوفیه بیان میدارد: صوفیه رحمت ورضای خدا بر آنها باد وخداوند جملگی ما را همرا ایشان در بهشت محشور فرماید .اقوال ونظرات پراکنده ای در مورد آنها بیان شده که اکثر آنها ناشی از جهل و عدم علم بحقیقت وعقیده صحیح صوفیه است واین بدان علت است که متشبهین و مقلدین صوفیه کسانیکه خود را در لباس وهیأت صوفیه در آورده اند واز اصل تصوف واهداف آن جاهل وبی علم هستند . حقیقت تصوف و صوفیه همان عبادت وبندگی خدا به اخلاص و فروتنی واعراض وپشت کردن بدنیا وشهوات آن است زیرا صوفیه اکثر واغلب اوقات خود را در عبادت وبندگی خالصانه خداوند وکسب فضائل اعمال صرف کرده اند .امام تاج الدین سبکی ( رحمه الله ) بعد از تعریف وتأیید صوفیه چنین بیان میدارد که قوم صوفیه بحقیقت همان اهل الله وخواص بندگان خداوند هستند که خدا به ما وایشان رحمت عنایت فرماید که بحق از یاد وذکر سیره و احوال ایشان با خدایشان رحمت وبرکت نازل میشود وبدعای ایشان خداوند نعمت های خویش از قبیل غفران و باران وسایر نعمتها را بر بندگان خود عطا میفرماید خداوند از ما وایشان راضی و خوشنود باشد. ( 1 )
1- کتاب معید النعم ومبید النقم تاج الدین سبکی ص 119 متوفی 771 ه ق
7- امام فخر الدین رازی ( رحمه الله تعالی )
علامه بزرگ ومفسر مشهور امام فخر الدین رازی ( رحمه الله ) در کتاب خو بنام : ( اعتقاد المسلمین و المشرکین ) در باب هشتم در احوال وعقیده صوفیه چنین بیان میدارد : اکثر کسانیکه در مورد تفکر و احوال وعقیده فرقه ها وطایفه ها کتابهایی نوشته اند احوال و آراء قوم صوفیه را فراموش کرده اند که این خود خطایی آشکار است زیرا حاصل و لب قول صوفیه این است : که راه وروش رسیدن وشناخت خداوند همان تصفیه وتزکیه روح وروان وخالی کردن قلب است از علاقه های مادی وجسمی که این عقیده در ذات خود راه وروش درست وصحیح است . وبیان میدارد که صوفیه قومی هستند که وقت خود را به ذکر وعبادت خداوند و مجرد وخالی کردن نفس است از علاقه های مادی و تجملات دنیوی . مذهب صوفیه بحقیقت همان خوشنود شدن بذکر خداوند و بیرون کردن هم وغم دنیوی واعراض از محبت دنیا و بندگی خالصانه خداوند است که مادیات و شهوات ومحبت غیر خدا آنها را از یاد خداوند غافل نکند .صوفیه در رفتار وکردار متخلق هستند به اخلاق نیکو ادب واحترام با خدا ونرم خویی ومحبت با خلق خدا که بحقیقت این قوم بهترین وافضلترین مردم هستند در میان سایر انسانها . ( 1)
1- کتاب اعتقادات بین فرقه های مسلمین و مشرکین ص 72 و73
8- امام الشاطبی ( رحمه الله تعالی )
مجله مسلم عشیره محمدیه مطلبی تحت عنوان : امام شاطبی صوفی سلفی نویسنده ابی تقی خلیل ابن احمد از کتاب ( اعتصام ) امام شاطبی نقل میکند وبیان میدارد که کتاب اعتصام از مهمترین کتابهایی است که فرقه سلفیه تابع آن و آن را بعنوان اساس وپایه فکری مسلک خود قبول دارند وشخصیت امام ابی اسحاق شاطبی ( رحمه الله ) در بین ایشان به عنوان قدوه وامام صاحب رأی میباشد .امام شاطبی ( رحمه الله ) در کتاب اعتصام خود فصلی را بنام تصوف وعرفان اسلامی بیان کرده وثابت کرده که تصوف از مهمترین پایه های اسلام است که از هرنوع بدعت افراط وتفریط بدور بوده وبا کلامی واضح وقوی بیان میدارد که اکثریت مردم چنین میپندارند و گمان میکنند که قوم صوفیه در تبعیت از قرآن وسنت وشیوه سلف صالح متساهل وجاهلند که این کلامی دروغ وتهمتی نارواست به این قوم زیرا صوفیه ومشایخ آن نسبت به انجام فرائض وسنن وتبعیت از فرمایش خدا ورسولش اهل رعایت وعمل بوده اند وتبعیت از این دو منبع معصوم ( کتاب وسنت ) اساس کار وعقیده ایشان بوده اساس تصوف اسلامی همان مبارزه با بدعت ونوآوری در امور دین مبین اسلام بوده است در زمان حیات مبارک پیامبر ( ص ) هیچ امر ورسمی افضلتر وشریفتر از صحبت و مجالست در مجلس پیامبر ( ص ) نبوده بعد سپری شدن اولین عصر وقرن سعادت که همان عصر اصحاب بوده قرن دوم سعادت اصطلاح کلمه تابعین کسانیکه همصحبت یاران پیامبر ( ص ) بوداند در میان مردم شریفتر وافضلتر بوده . بعد سپری شدن قرن دوم سعادت ووارد شدن به قرن سوم و آخرین قرن سعادت تابع تابعین از نظر شخصیت وصحت کلام وعقیده در بین سایر قرون پاینتر از ارزش واعتبار خاصی برخوردار بوده در اواخر قرن سوم اختلافات وانواع عقیده ها وفرقه ها بوجود آمدند آن عده از مردم که بکار طاعت وبندگی خدا بصورت مخلصانه وعارفانه مشغول شدند بنام اهل زهد واهل ورع مشهور شدند در تمام فرقه این عقیده بصورت مشترک وجود داشت که به این معتقد بودند که اهل زهد و ورع ومراتب عالیه اخلاق ورفتار در میان ایشان وجود دارد وفرقه اهل نجات ایشانند . در اینجا بود که خواص و متخصصین اهل سنت وجماعت که اساس کار وعقیده آنها عمل بقرآن وسنت پیامبر ( ص ) بود که در احوال و رفتار تابع امر خدا وپیامبر ( ص ) ودر خوف وخشیت از خداوند ودوری از غفلت وعبادت خالصانه بنام اهل تصوف مشهور شدند . ( 1 )
1- مجله مسلم عشیره محمدیه چاپ در ماه ذی القعده 1373 ه ق
9- ابن خلدون ( رحمه الله تعالی )
ابن خلدون ( رحمه الله ) در مقدمه کتابش ( تاریخ ابن خلدون ) در مورد تصوف وصوفیه چنین مینویسد : علم و راه وروش صوفیه در زمره آن علوم است که تازه بوجود آمده در زمان پیامبر به این رسم واصطلاح نبوده اما اصل اساسی آن که عمل کردن است بکتاب وسنت پیامبر ( ص ) و شیوه سلف صالح است بصورت کامل محسوس ومعلوم بوده در میان صوفیه طریق و راه وروش صوفیه راه حق وحقیقت است معتکف شدن به طاعت وبندگی خداوند وقطع تجملات ودلبستگی های دنیوی است وصل شدن به محبت خدا و زهد است و تقوا که این راه را جمهور واکثر علمای امت قبود دارند دوری از لذائذ و شهوت جاه ومقام و از آداب آن منفرد شدن در عبادت در خلوت وجلوت که این صفات در میان اصحاب وسلف صالح موجود و محسوس بوده و بعد از قرن دوم ورو آوردن مسلمانان به تجملات دنیوی کسانیکه بعبادت و انجام سنن وراه وروش پیامبر ( ص ) واصحاب کرامش مشغول شدند مشهور وموسوم شدند به اسم تصوف وصوفیه . ( 1 )
1- مقدمه ابن خلدون ص 328
10- علامه شریف جرجانی ( رحمه الله تعالی )
علامه شریف جرجانی ( رحمه الله ) در کتابش : ( التعریفات ص 52 ) چنین بیان میدارد که تصوف مذهب جدیت وتلاش است پس تصوف را با هزل ویاوه گویی اختلاط نکنید تصوف یعنی : تصفیه قلب از مادیات دوری از اخلاق ناموزون از بین بردن صفات حیوانی مبارزه با هوای نفسانی و واردن شدن به صفات رحمانی وتعلق ودوستی با علوم حقیقی و استعمال آن در عبادت وطاعت و نصیحت تمامی مردم به پاکی و وفای بعهد وپیمان الهی وتبعیت از شریعت پیامبر ( ص ) .
11- امام محمد غزالی ( رحمه الله تعالی )
امام محمد غزالی ( رحمه الله ) در کتابش ( المنقذ من الضلال ) چنین میفرماید : بعد از اینکه از علوم شریعت فارغ شدم کتاب ( اربعین ) را نوشتم وعلوم فلسفه قدیم را در کتاب ( مقاصد الفلاسفه ) جمع آوری کردم و کتاب( التهافت ) را نیز تألیف نمودم . امام محمد در مورد صوفیه و تصوف چنین بیان میدارد: وقتیکه از نوشتن این کتابها فارغ شدم شروع کردم به مطالعه کتابهای تصوف وعرفان و پی بردم که روش وشیوه آنها با علم وعمل شروع میشود و حاصل کار آنها قطع رزایل اخلاقی وپاک شدن از اخلاق وصفات مذموم است تا با اینکار بخالی شدن قلب از غیر خدا و حلاوت وشیرینی ذکر خداوند نائل آیند . در این هنگام بود که دانستم اگاه شدن به عقیده وسیره آنها آسانتر از وارد شدن وسلوک کردن بشیوه عملی آنهاست پس شروع کردم بمطالعه کتابهای عرفانی همچون : قوت القلوب ابو طالب مکی ( رحمه الله ) و کتابهای حارث محاسبی و رساله هایی متفرقه از شیخ جنید بغدادی و شبلی و ابو یزید بسطامی و تعدادی دیگر از کتابها ونظرات این قوم واستفاده کردم از کلام وآراء ایشان مانند کسی که بخواهد در مکتب یا مذهبی تحقیق کند. پس به این نتیجه رسیدم تنها راه رسیدن به حقیقت کلام ونظرات ایشان ممکن و میسر نمیشود مگر بوسیله ذوق و میل قلبی و مبادله صفات وحالات عرفانی ایشان .بعد از این بود که به این حقیقت پی بردم که ایشان ( صوفیه ) صاحبان حال وکمال هستند نه اصحاب قیل قال پس پی بردم که صوفیه سالکان حقیقی خداجو و رهروان بسوی خداوند متعال هستندو بحق که سیره وشیوه آنها بهترین .کامل ترین ودرسترین راه است برای وصول ورسیدن عبد بسوی خدا وبحق که اخلاق کریمه ایشان بالاترین وکاملترین اخلاق است بلکه اگر عقل تمام عاقلان وحکمت تمام حکیمان وعلم تمام عالمان بشریعت اگر بخواهد اخلاقی ومرتبه ای بالاتر از اخلاق صوفیه را بیان کند در این باب غیر از عجز وناتوانی چیز دیگری کسب نمیکند زیرا تمام اخلاق ورفتار ایشان ظاهری وباطنی ایشان برگرفته از نور وچراغ نبوت ورسالت است وبزرگتر ونورانیتر از نور نبوت ورسالت در زمین نوری وجود ندارد که به عالم ومخلوقات نور افشانی کندبا تمام این اوصاف برایم روشن شد که فرقه وطائفه ناجی ورستگار به حقیقت ایشانند نظر محقق چیست در مورد مکتب ومذهبی که اول شرط آن پاک کردن قلب ودرون است بتمامی وکمال از غیر خدا وستون وکلید آن در وقت تکبیره الاحرام نماز است که تمام وجود سالک را استغراق از عظمت وجلال الهی در بر میگیرد وآخرین درجه آن فانی شدن در صفات اعلی پروردگار است .(1)
1- کتاب ( النقذ من الضلال ) امام غزالی تحقیق دکتر عبد الحلیم محمود ص 145
12- سلطان العلماء عز ابن عبد السلام ( رحمه الله تعالی )
امام عارف سلطان العلماء عز ابن عبد السلام ( رحمه الله ) در بیان مذهب ومکتب صوفیه چنین میفرماید : تصوف حقیقی تمسک کردن به شریعت پاک اسلام وفضائل اخلاق وعبادت خالصانه در دنیا. وقیامت خود را مصون داشتن از ویران شدن بوسیله حب دنیا ودوری از رزایل وغیر آنها بشیوه های مرسوم پیش رفتند وآنچه که ثابت میکند که این قوم در خلوص نیت خود چقدر راستگو وصادق بوده اند همان خارق العادات وکراماتی است که خداوند به ایشان عطا کرده وبر دست مبارکشان جاری شده بحقیقت که کرامات اولیاء در نوع خود فرع وجزئی است از معجزات پیامبران واین خود بعلت نزدیک شدن وتقرب ایشان است به خداوند وامتثال اومر اجتناب نواهی که خدا در حق ایشان این برکات را عطا فرموده واز ایشان راضی وخوشنود گردیده.( 1 )
1- کتاب نور التحقیق تألیف شیخ حامد صقر ص 96
13- امام ابن عابدین ( رحمه الله تعالی )
علامه بزرگ وفقیه مشهور شیخ محمد امین مشهور به ابن عابدین در کتاب ( شفاء العلیل وبل القنادیل فی حکم الوصیه بالختمات والتهالیل ) چنین میفرماید: از بدعت ونوآوری های بی پایه واساس که وارد دین شده که با ملبس شدن به لباس اهل علم وتقوا و انواع اجنهادات غلط وگمراهی برای مردم مرسوم میکنند ودر لباس وهیأت اهل تصوف وعرفان بفعالیت مشغول میشوند فرمودند : در اینجا روی کلام ما با آن دسته از بزرگان وعارفان خداشناس صوفیه نیست که از انواع عیبها وصفان ذمیمه مبرا وپاک بوده اند سوال کردند از امام عارف امام الطائفتین شیخ جنید بغدادی ( رحمه الله ) در مورد وجد وسماع صوفیه که با حالتهای خوشحالی فریاد کردن گریستن وسایر احوال که فرمودند: اینها را بگذارید که با خدای خویش ساعتی خوشحال باشند زیرا کثرت خوف وخشیت وعبادت در خلوت ایشان را به این امر واداشته که ساعتی هم با خدایشان خوشحال وشاد باشند ودر آخر این نقل از شیخ جنید بغدادی ( رحمه الله ) چنین بیان میکند که کلام ما با این قوم وطایفه نیست که به سیره وروش پاک این عارفان اقتدا میکنند ودر اعمال ورفتار خود از دایره شریعت وقرآن وسنت خارج نمیشوند. ( 1)
1-رساله هفتم کتاب(شفاءالعلیل)ص172و173تألیف امام بن عابدین متوفي 1252
14- امام نووی( رحمه الله تعالی )
شیخ الاسلام امام عارف وفقیه بزرگ امام شرف الدین یحیی نووی ( رحمه الله ) در کتاب خود ( المقاصد ) در باب توحید وعبادت واصول تصوف( صحفه - 20) اصول وطریق وراه های رسیدن بخداوند را در مذهب ومسلک صوفیه چنین بیان میفرماید : که اصول واساس تصوف اسلامی این پنج راه وروش میباشد :
1- تقوا وپرهیزکاری در نهان وآشکارا.
2- تبعیت از سنت وراه وروش پیامبر در کردار وگفتار.
3- دوری ازتمنا وکمک گرفتن از مردم در شیوه های مادی ودنیوی آنها .
4- راضی بودن بتمامی امورات ونعمتهای خداوند از کم وزیاد بودن آنها.
5- رجوع وبازگشت بسوی خداوند در حالات خوشحالی وناراحتی. (1)
15- شیخ جلال الدین سیوطی( رحمه الله تعال )
شیخ جلال الدین سیوطی ( رحمه الله ) در کتابش : ( تأیید الحقیقه العلیه) در مورد تصوف چنین میفرماید : تصوف در ذات خود علمی شریف است ومدارش همان تبعیت است از قرآن وسنت نبوی وترک بدع وخرافات وبری شدن از نفس وخواسته های نامشروع آن وعلاقه های نفسانی وتسلیم شدن به خداوند وقضای خداوند وطلب محبت خداوند وکم شمردن غیر محبت خدا است .واین هم حقیقت دیگری است که امروزه جماعتی به این قوم داخل شده اند وخود را از نظر ظاهر وهیأت جسمی به ایشان شبیه کرده اند اما از حقیقت تصوف وصوفیه دور وجاهلند واین خود باعث سوء ظن وبدگمانی شده بتمام تصوف در این هنگام است که بر اهل علم لازم و واجب است که تمیزی وفرقی قائل شوند در بین اهل حق با اهل باطل . مسائلی بنام عقیده صوفیه وارد مردم شده که با شریعت مقدس ناموزون ومخالف است که علمای شریعت با آنها مخالفند وبا تحقیقی که در این مسائل شده معلوم ومحسوس است که ائمه تصوف ( رضی الله عنهم ) از این نوع مسائل وعقائد بری وپاک هستند واین گفتار اهل بدعت وخرافات وغلات منحرف است که بنام صوفیه این عقاید را در بین مردم پراکنده میکنند وخود را اهل تصوف وصوفیه معرفی میکنند .که بحق سادات بزرگ صوفیه از این سری عقاید ورفتارهای نامشرع پاک و بری هستند. ( 1)
1- کتاب (تأیید الحقیقه العلیه شیخ جلال الدین سیوطی ص 57
16- امام قشیری ( رحمه الله تعالی )
امام قشیری ( رحمه الله ) در مقدمه کتابش رساله قشیریه در بحث صوفیه چنین میفرماید: خداوند قرار داده صوفیه را از خاصان اولیائش وبر ایشان فضیلت بخشید بر سایر مردم بعد از پیامبران ورسولانش درود ورحمت خدا بر ایشان باد . قرار داد قلب پاکشان را معدن وجایگاه اسرار قدسیش ومخصوص گردانید ایشان را بنور تابناک نورانیش ایشان فریاد رس وهمیار ویاور مردمند .ایشان در تمام احوال با خدا وذکر خدا بوده اند . ایشان را پاک گردانید از کدورات وصفات مذموم بشریت وبلند گردانید بسوی مقام شریف مشاهدات وتجلای نور احدیت وتوفیق داد ایشان را به قیام وعمل به آداب عبادت وتوفیق بخشید برای عمل به احکام ربوبیت پس ایشات قیام وعمل کردند به واجبات تکلیف وخداوند تحقیق وتأیید عطا فرمود به ایشان از تصرفات واحوالات بلند. ایشان بازگشتند بسوی خدا با صداقت وخشوع وخضوع قلبی .ایشان در باب احوال خویش کمتر صحبت واشاره ای کردند نظر باینکه خداوند خود صاحب امر وتغییر دهنده احوال است ومختار است بر بندگانش بحق که عبد هیچ حکم وحقی بر خدا ندارد .ثوابش ابتداء فضل وبخشش است . عذابش همان عدالت وحکم بعدالت است و امر ش قضاوتی صحیح وکامل است در بین حق وباطل .( 1 )
1- کتاب ( رساله قشیریه ) ص 12
17 – امام سرهندی ( رحمه الله تعالی )
امام سرهندی در کتابش : الانوار القدسیه ) چنین میفرماید : ای برادر مسلمان این حقیقت را بدان که خداوند ما را بر این مکلف وواجب گردانیده که امتثال اوامر واجتناب نواهی را بجای آوریم در حالی که ما به این امور مأموریم با کمال اخلاص وپاکی عبادت را بجای آوریم این نوع عبادت وبندگی بدون فانی شدن در اوصاف خوب وبدون محبت ودوستی وجود ندارد پس لازم است بر ما سلوک وحرکت در مسیر وراه وروش صوفیه که همان محبت وفنا است تا جایی که به حقیقت اخلاص پی ببریم زیرا طریق وراه صوفیه در حد بزرگی از کمال و حقیقت است که پایه واساس آن تبعیت از سنت وروش پیامبر است زیرا از اساسنامه این قوم اداء احکام شریعت تبعیت از سنت ودوری از بدعت ونوآوری کاملا مشهود ومعلوم است واحوال ورفتار را بر میزان شریعت موزن کردن و قرار دادن سنت وروش پیامبر مقدم ومحترم بر احوال ورفتار. . تصوف پاکی که قصد معرفی آن را دارم همان راه وروش بزرگان وائمه دین بوده است ودر اینجا اشاره ای به آن گروه نیست که در اسم ورسم با صوفیه مشترک شدند اما در عقیده وعملکرد متفاوت ومتضاد. زیرا تصوف بیشتر حالات وپرتو الهی است تا قیل وقال واختلاف وهر کس بر این منهج وراه درست حرکت کند بفضل خدا شامل این برکت واحوالات این قوم میشود.
بعدازنظرات وتأیيدات ائمه وعلمای سلف اهل سنت وجماعت اشاره داریم به اسم جماعتی دیگر از علمای معاصر و ونه چندان قدیمی که فقط اشاره ای بکتاب ورساله هایشان در مدح توضیح وتأیید تصوف حقیقی است بیاری خداوند متعال نظرات وفرمایشات این علماء را هم در اینده ترجمه وتفسیر میکنیم .
18- شیخ محمد متولی الشعراوی ( رحمه الله تعالی ) کتاب (ا صول الوصول ) ص 177
19- امام ابو الحسن ندوی ( رحمه الله تعالی ) کتاب ( مسلمانان هندوستان وکتاب رجال الفکر والدعوه ص 248 تا 250 )
21- الشیخ محمد الحامد ( رحمه الله ) کتاب ( المحامد من حیاه شیخ محمد حامد )
22- الدکتور ابوالوفا تفتازانی کتاب ( مدخل الی التصوف الاسلامی)
23- شیخ محمد ابو زهره کتاب ( مجله لواء الاسلام ) سال 1379 )
24- استاد عبدالباری ندوی کتاب ( بین تصوف وزندگی )
25 – شیخ احمد شرباصی کتاب ( نور التحقیق شیخ حامد صقر )
27- شیخ اشرف علی تهانوی ( رحمه الله )
28-شیخ محمد رمضان بوطی ( رحمه الله ) کتاب ( هذا والدی ) ص 98 و 99
29- شیخ کریم راجح کتاب ( الصوفیه والتصوف ) ص 5
30- شیخ عدنان حقی کتاب ( الصوفیه والتصوف ) ص 162
31- شیخ عبد الله التلیدی ) کتاب اسباب هلاک امم)
32-الدکتور محمد حسن ذهبی کتاب ( التفسیر والمفسرون ) ج 2 ص 324 و 325
33- علامه ابو نصر مبشرالطرازی کتاب ( الاسلام دین الفطری ) ص 35 و 36
34- استاد أنور الجندی کتاب ( عالمیه الاسلام )
35- المفکر رجاء غارودی کتاب ( ما یعد به الاسلام ) ص 77
36- استاد محمد صادق العرجون کتاب التصوف فی الاسلام ) ص 72 و74
37- شیخ محمد راغب الطباخ کتاب ( الثقافه الاسلامیه )
38- استاد عباس محمود عقاد کتاب ( الفلسفه القرآنیه )
39- الدکتور عبد الحلیم محمود کتاب ( قضیه التصوف ) ص 259
40- ابو الاعلی مودودی کتاب ( مبادی الاسلام )
41- شیخ محمد الغزالی کتاب ( الجانب العاطفی من الاسلام )
42- علامه حسنین محمد مخلوف کتاب ( السالکون الی الله ) ص 15
43 الدکتور مصطفی البغا
44- الدکتور یوسف القرضاوی کتاب ( الرسول والعلم ) ص88
45- الشیخ محمد عبده کتاب ( فی رساله التوحید عن الصوفیه )
http://www.shorehshyday.blogfa.com/
بسم الله الرحمن الرحیم