چندسال پیش شبی یکی از دوستان اهل طریقت که اتفاقا ماموسا هم هست در خانه ی ما میهمان بود مطلبی را از وبلاگم می خواند بعد نظری برایم نوشت امروز نظرات مطالب گذشته را مرور می کردم آن را دیدم خوشم آمد برای دوستداران اهل دل وعرفان آن را به نمایش بگذارم.

****


شعری از حضرت امام شافعی (رض)که نصیحت است به یک جوان عاشق بدون استاد و پیر آن را تقدیم می کنم به شما وخوانندگانت:

جوانی در شدت عشق بی خبر از حضور امام بر روی دیواری این شعر را می نویسد:
ایا معشرالعشاق بالله خبروا
اذااشتدشوقاَ بالفتی کیف یصنعوا

(ای طائفه عاشق به خداوند قسمتان می دهم به مرا آگاه کنید هنگامی که جوانی از شدت عشق می سوزد چکار کند)
امام شافعی بر روی دیوار این بیت را می نویسد:
یداری هواه ویکتم سره
ویصبر وفی کل امورِ یخشعوا
(با هوای نفس خود مدارا کند وبا ذکر خدا اورا تنظیم نماید واسراری که از طرف خداوند به دلش می افتد آن را آشکار نکند ودرتمام امور زندگی صبر پیشه کند ودرهمه کارهایش خشوع وخضوع داشته باشد)
روز بعد جوان که پاسخ شعر خود را مشاهده نموده دوباره بیتی می نویسد:
فکیف یداری والهوا قاتل الفتی
وفی کل یوم روحه یتقطعوا
(چگونه با هوای نفسی مدارا کنم که قاتل جوانان است و هر روز روحم از دست هوای نفس قطعه قطعه می شود؟)
پاسخ امام:
اذا لم یطوق صبراَ وکتماَ لسره
فلیس له مما سوی الموت انفعوا
(اگر این جوان صبر نداشته باشد واسراری درونش را پوشیده ندارد هیچ چیزی برای آن جوان از مرگ بهتر نیست.)
جوان آخر بیت را بر روی دیوار می نویسد ودرپای دیوار جان بجان تسلیم می کند:
سمعنا واطعنا ثم متنا
فبلغوا سلامی الی من کان للوصل یمنعوا
(گوش کردم واطاعت نمودم و فوت کردم. سلام مرا برسانید به کسانی که این وصل را منع می کنند.)
(منبع: الام تالیف امام شافعی رضی الله عنه)