تنهایی آفت مرید
بسم الله الرحمن الرحیم
مشایخ گذشته فرمودهاند که: هیچ آفت، مرید را چون تنها بودن نیست و رسول صلیاللهعلیهوآله فرمودهاند: «الشیطانُ مَعَ الواحِدِ وَ هُوَ مِنْ الاِْثْنَیْنِ اَبْعَدُ» و خداوند تعالی فرموده: نباشد هیچ را زِ سه کس، الا که چهارمِ ایشان خداوند باشد و نباشد پنجم الا که ششمِ ایشان خداوند باشد.
آوردهاند که به خاطرِ یکی از مریدانِ عارف بزرگ «جُنید بغدادی» رسید که من به درجهی کمال رسیدم و تنها بودن مرا خوش است، پس از خدمتِ حضرت شیخ برفت و به گوشهای نشست و سر از صحبتِ یاران درکشید.
چون شب درآمدی، شتری بیاوردندی و گفتند که تو را به بهشت باید رفت. او بر آن بنشستی و میرفتی تا جایی سبز و خرم و گروهی خوش صورت پدید آمدی و طعامهای خوش و آبهای روان و تا سحر او را در آن جا بداشتندی. آن گاه در خواب شدی و چون بیدار گشتی باز خود را بر در صومعهی خویش یافتی و بسیارناراحت و ملول شدی.
این خبر به حضرتِ شیخ بردند. او برخاست و به دیدن او رفت و دید که خویشتنبینی و تکبر در سرِ او جای کرده. حال او پرسید و او همه را گفت. شیخ گفت: چون امشب بدان موضع برسی، یاد آورده سه بار بگو: «لاحول و لا قوة الا باللّه العلی العظیم» چون شب در آمد، او را به همان روش بردند. او در دل بر حضرتِ شیخ انکار میکرد.
چون ساعتی برآمد، برای تجربه سه بار لاحول گفت: آنها بخروشیدند و برفتند.
بسم الله الرحمن الرحیم